سلام آقای غریبم 

باز غریبانه می شوم و روی  به تو 

دلم در غربت های بی غربتی ام 

فریاد می زند و از دورن می گِریَد 

درساعت های شنی شهر نشینی ام 

درتیک تاک قلب آدمهای کینه ای 

شیشه های ساعتم می شکند 

وشن های روان برقلبم 

ساحل شنی قلبم چه 

بی هوا می شود در عطر حَرَمَت 

و من کمتر از بچه آهویی .......


موضوعات مرتبط: دل نوشته های من

تاريخ : چهارشنبه چهاردهم مرداد ۱۳۹۴ | 19:41 | نویسنده : آمنه آقایی |
.: Weblog Themes By VatanSkin :.