نیمه شب و صداهایی مانده در گلو 

فریاداست وبرنمی اید 

سعی و اجنهاد است و جدل 

که بریزد بیرون 

که یکی بشنودش 

چشم می گشاید ، کسی نیم خیز است بر بالینش

ز چه رو جیغ زدی 

زچه رو چو جنیان به فریاد بُدی

یادم امد که فقط 

سعی بود و تلاش واجتهاد 

تا که ایم به صدا وبرسانم صدا 

که بریزم صدا از حنجره ام بیرون 

بازشب شد و ترس و کابوس 

بازشب شدو 



تاريخ : چهارشنبه بیست و هشتم مهر ۱۳۹۵ | 2:1 | نویسنده : آمنه آقایی |
.: Weblog Themes By VatanSkin :.