زن ؛ جایی برای رفتن ندارد 

کار ندارد ؛ سوادی هم ندارد 

زن ؛ کودکی با خود دارد 

عشقی در درون دارد 

کودکش ؛ درونش ؛ عشقش 

می پوسند . نابود می شوند 

او جایی برای رفتن ندارد 

پس باید دفن کند عشق را ؛ کودک درونش را 

او سرپناه می خواهد ؛ لقمه ای نان می خواهد 

عشق نان نیست ؛ عشق سرپناه نیست ، عشق تنها عشق است تا نرسیدن 

رسیدن را ...... 


موضوعات مرتبط: دل نوشته های من

تاريخ : یکشنبه پنجم اسفند ۱۳۹۷ | 16:14 | نویسنده : آمنه آقایی |
.: Weblog Themes By VatanSkin :.