مترسك حيران از حضور آدم ها
آدم هايى در گذر
جالب شد كه آدم ها نه حوّاها
و هريك به تفسيرى از دل نوشته ها
بر روى ديوارِ دلى از جنس كاهگل
و باز اما , مترسك در سكوت است
كو آن سنگ صبورش , آن پنجره , بوى شهرش
مترسك را دگر ايمان نمانده
مترسك را همه , ترس است , اضطراب است
كه مرگ ساده ترين راه است براى حل يك مشكل
كه مشكل را مشكل گشايى بايدش
زندگى را نرم دستى توأم با پنجره مي بايدش
موضوعات مرتبط: دل نوشته های من
تاريخ : سه شنبه هفتم خرداد ۱۳۹۸ | 2:45 | نویسنده : آمنه آقایی |
