سلام . دروس جدید راجع به مفاعیل است . چرا گفتم دروس نه درس ، برای اینکه مفاعیل است یعنی انواع مفعول ( مفعول به / مفعول لاجله/ مفعول فیه / مفعول مطلق / مفعول معه)
اول هرکدوم رو جداگانه  توضیح میدم و همراهشون هم مثال هایی رو براتون میارم . بعد با اوردن نمونه سوالاتی از متن کتاب هاتون میخوام که نوع اون ها رو تشخیص بدید . پس دقت کنید لطفا . در ضمن حواستون باشد که همه مفعول ها از هر مدلی که باشند حتما منصوب هستند . یعنی _َ__ یا __ً__
 
مفعول به : 

این مفعول همون مفعولی است که شما از کلاس سوم راهنمایی باهاش آشنا میشید . همونی که در جواب به سوال چه چیزی را؟  یا چه کسی را ؟ می اید . در ضمن اگر کلمه ای هم داشتید که معنای متمم فارسی رو داشت (می دونید که متمم اسمی است که بعد از حروف اضافه میاد ) ولی حرف اضافه قبلش نیومده بود و فقط در معنا معنی اون حرف رو می شد فهمید ، اون هم جزء مفعول به حساب میشه . 
توجه: 
تمام ضمایر متصل منصوبی (ه . هما. هم . ها .هما .هنّ . ک .کما . کم . ک . کما .کنّ . ی . نا) در صورتی که به فعل اضافه شوند مفعول به می باشند . مثل : جئتک /آمدم . به سوی چه کسی ؟ تو  . ک مفعول به و محلا منصوب است . 
در ضمن تمام ضمایر منفصل نصبی هم مفعول به هستند . (ایاه . ایاهماو..) 
مثال : 

هو شکرَ ربَّه . او تشکر کرد از پروردگارش  . 
می بینید که معنای از درون جمله هست ولی درعبارت نیامده (کلمه مِن) . بنابراین رب ، مفعول است و منصوب . 
یا عبارت : 

هما سرقا اموالَ الیتیم . آن دو پولهای یتیم را دزدیدند  . 
میگوییم : چه چیزی را دزدیدند ؟ اموال را . 
پس کلمه اموالَ میشود مفعول به و منصوب هم می باشد . 

مفعول له (لاجله) :

همونطوری که از اسمش پیداست مفعولی است که برای بیان علت میاد و کافی است از خودمان بپرسیم : برای چه؟. یعنی برای خاطر چیزی و در حقیقت علت وقوع فعل رو بیان میکند . و با معنای (ل =برای )همراه می باشد .  . در ضمن اغلب  به شکل مصدر می آید ولی این مصدر از جنس خود فعل نیست . و اگر همراه با (ال ) باشد یا به شکل مصدرنباشد ، قبل از مفعول یک ( ل ) می اید و آن را مجرور می کند ولی اگر با (ال) همراه نباشد منصوب می باشدو مصدرهم هست  . مثال : 

جئتُ للکتابة . آمدوم برای خاطر نوشتن  .  الکتابة  مجرور است به خاطر حرف جر ل و حرف جر هم امده چون الکتابة همراه با (ال ) می باشد . اما اگر ل نیاید : 

جئتُ کتابة ً . آمدم . (برای چه) برای خاطر نوشتن . 
پس نتیجه می گیریم که حرف (ل) باید در تقدیر و مفهوم ان باشد . 

یا مثلاً :
لاتقتلوا اولادکم خشیة َ املاقٍ . فرزندانتان را به خاطر ترس از گرسنگی نکشید . 
نکشید . چه کسانی را ؟ فرزندان را / پس ، فرزندان می شود مفعول به . چرا نکشید ؟ به خاطر ترس / پس ، خشیة میشود مفعول له 

مفعول فیه : 

مفعولی است که به شکل ظرف زمان یا مکان است و حتما معنای کلمه (فی = در) را درون خود دارد . درست مانند اسمش که مفعول فیه است . 

مثال : 
سافرتُ یومَ الجمعة . مسافرت کردم در روز جمعه . می بینید که معنای فی= در قبل از کلمه یوم قرار گرفته و یوم هم ظرف زمان است . پس یوم = مفعول فیه و منصوب است . 

یا درعبارت : اشترکنا فی مراسیم الدعاء لیلة َ الجمعة . 
در شب جمعه در مراسم دعا شرکت کردیم . می بینید که گفته : در شب جمعه در حالی که خود کلمه فی قبل از ظرف زمان لیلة نیامده است . پس، لیلة مفعول فیه و منصوب است . 

مفعول مطلق: 

این مفعول مصدری است از جنس فعل . که به سه شکل تاکیدی / عددی یا نوعی است . 
مطلق تاکیدی ،زمانی است که برای تاکید وقوع فعل جمله می اید . مثل : 
استغفرتُ استغفاراً . یُکرمانِ المومن َ اکراماً . 
کلمات استغفارا که مصدری است از جنس فعل استغفرت و اکراما که مصدری است از جنس فعل یکرمان ، هردو مفعول مطلق تاکیدی هستند . 
حال اگر بعد از این مفعول مطلق تاکیدی صفت  یا مضاف الیه بیاید آن را از تاکیدی به نوعی تبدیل میکند . 
هو یسعی سعیاً وافراً . 
می بینید که سعیا مصدری است از جنس فعل یسعی و چون بعد از سعیا صفت وافرا قرار گرفته است پس ، سعیا مفعول مطلق نوعی است . 
مفعول مطلق عددی زمانی است که مفعول مطلق دفعات و تعداد وقوع فعل را بیان میکند . مثل : 
ضربتُه ضربة ً واحدة ً . 

توجه : 
مفعول مطلق گاهی فعلش در جمله حذف میشود . مثل کلمه های حقاً . سمعاً . طاعة ً و... 
گاهی مفعول مطلق از جنس خود فعل نمی باشد بلکه در معنا با فعل مترادف است . مثل : جلستُ قعوداً . قعود همان معنای نشستن را می دهد . 
 
مفعول معه :
اسمی است که بعد از واو معیت(همراهی) می آید . مثل : جئتُ و علیاً . به همراه علی آمدم . کتبتُ والقلمَ . با قلم نوشتم . 
دراصل معنای کلمه (مع = با . همراه) در مفهوم گنجانده شده است . 
دقت کنید که معمولا در مفعول معه اسم قبل از (واو) به شکل ضمیر متصل می اید . 

حالا انواع مفعول را در این عبارت ها پیدا کنید . 

* انتَ الذی قدرتَ کلَّ شیء تقدیراً . 
* علینا ان نجتهد فی دروسنا اجتهاداً کثیراً . 
* اُطیعُ امّی اکراماً لها . 
* ورتلّ القران ترتیلاً . 
* المسلمون یدعونَ اللهَ . 
* إنّی دعوتُ قومی لیلاً و نهاراً . 
* لایری جمالَ الحقیقة . 
* الانسان یواحه فی حیاته الشدائد دائما . 

بقیه مثال ها و سوالات رو هم خودتون از لابه لای متون پیدا کنید نه از تمرینات کلیشه ای . 
در ضمن اون عبارت اخری رو علامت گذاری نکردم . حواستون باشد . 









 


موضوعات مرتبط: آموزش ، آموزش عربی 10 مشترک ، آموزش عربی 10 انسانی ، عربی اول دبیرستان ، پایه دوم دبیرستان

تاريخ : چهارشنبه سی ام آذر ۱۳۹۰ | 21:39 | نویسنده : آمنه آقایی |
.: Weblog Themes By VatanSkin :.