پای سیستم نشستن و یکهویی ببینی یک ایمیل داری با این مضمون :
سلام خانوم اقایی عزیزم خیلی خوشحالم که دوباره پیداتون کردم من سپیده نظری هستم از شاگردای قدیمیتون در مدرسه سمیه همون که عربی رو همیشه بیست میگرفت ولی شما معتقد بودید درسارو حفظ میکنم .
امیدوارم این ایمیل رو ببینید و جوابم رو بدید .
الان داشتم کتابی مینوشتم از سرگذشتم و یادی کرده بودم از شما ، شما بهترین معلم من بودید کسی که من رو به درس عربی علاقمند کردید .کسی که هم شریف هم مهربون بود هم خوب درس میداد.
الان خونمون نزدیک مدرسه سمیه است و من هربار از جلوش رد میشم از شما یاد میکنم و این غربت اونجا رو برام راحت تر میکنه من ازدواج کردم و یه دختر دارم .شاید تو درس عربی ادامه تحصیل ندادم و رفتم تجربی و تا ارشد خوندم ولی یاد و خاطرتون همیشه در ذهنم هست چندباری تو گوگل سرچ کردم و صدها حیف که پیداتون نکردم امیدوارم الان نوشته هامو بخونید .
اگه خواستید اینجا جواب بدید یا شمارتون رو بزارید تا صداتون رو بشنوم .
دوستدار همیشگی شما سپیده
یعنی مدرسه سمیه منطقه 8 شهر ترهان و نمونه مردمی بود و من قریب به 20 سال پیش در این مدرسه کار می کردم . خاطراتی بسیار خوب از این مدرسه دارم که هر وقت فکرش میکنم فقط لبخند به لب می آورد . دو تا کلاس تو حیاط مدرسه که گاهی توپ والیبال و بسکتبال بچه ها به دربش اصابت می کرد و بازدید گروه های آموزشی از کلاس هایم و مسابقه ( انا زارع ) در قالب نمایش منطقه ای و ....
و دانش آموزانی از آن دوره که یادشان در ذهن و روحم ماندگار است .
این ها همان است که از انسان ها به جا می ماند و وقتی از سرای فانی به سرای باقی می رویم ، می گویند خدا بیامرزد یک معلم داشتیم ....
کاش فقط خوبی ها بماند و دانش آموزان عزیزم بدانند اگر جایی هم بهشان سخت می گیرم هدف فقط پیشرفتشان هست .
ممنونم سپیده جان . خیلی خوشحالم کردی .
موضوعات مرتبط: درددل های من ونامه های شما
برچسبها: خاطرات , دانش آموزان , معلمی
