بچه ها : بله .
ملا : اصغری تو بیا اینجا . اما میزت رو نیار ! بچه ها هر کدام یک میز کوچک داشتند که که پشتش دوزانو می نشستند و مشق می نوشتند . اصغری میزش را نبرد وپشت میز ملا نشست . بچه ها همه ناراحت شدند ، اما اصغزی بیشتر از همه ناراحت شد .
یک دفعه مملی گفت : آقا اجازه ! ما دیروز مادرمون مریض بود نتوانستیم درس بخوانیم .
عبدلی گفت : آقا ما دیروز مهمانی بودیم و نتوانستیم درس بخوانیم .
اسدی گفت : آقا ما سر مزرعه بودیم ...
همه بچه ها چیزی گفتند . اما ملا به حرفشان توجهی نکرد و امتحان را گرفت . بعد از امتحان کسی به اصغری توجهی نکرد . اصغری از همه ناراحت تر بود .
نتیجه امتحان باور نکردنی بود . اگر چه بچه ها نمره خیلی بالایی نگرفته بودند ولی همگی قبول شده بودند غیر از اصغری .
بعد از اعلام نمره ها ، ملا اصغری را صدازد وگفت : چی شد ؟ چرا نمره ات شد ۵/۵ ؟
اصغری سرش را پایین انداخته بود .
ملا گفت : از فردا میزت را همراهت نیاور .
اصغری بیشتر ناراحت شد .
خب بچه ها ! گفتم که با پیشرفت علم روش های تقلب هم پیشرفت میکند . هر کدام از این روشها را هم یکی کشف میکند . اصغری هم توی مکتب خانه تنها کسی بود که روش تقلب از روی نوشته های میز را کشف کرده بود . فقط حیف که ملا ....
موضوعات مرتبط: مطالب خواندنی از مجلات وکتب
