سلام .

ميدونم اين وبلاگ بيشتر جنبه آموزشي دارد تا شخصي . اما مطلبي رو كه ميخوام بنويسم يك جورايي هم به آموزش مربوط ميشه .

امروز بعد از ۲۶سال رفتيم منزل دبير ادبياتمون . هركدوم از بچه ها كه با اون يكي تماس داشت خبر كرده

 بودند همديگر رو تا بيان و ديداري تازه كنيم . بهانه هم تولد خانم يميني بود . نميدونيد چه حس و حالي

داشتم . از دوهفته قبل كه فهميده بودم ميخوام برم ديدن دبيرم اونقدر ذوق زده شده بودم كه نگو

ونپرس . مرتب صورتشون جلوم بود وفكراينكه چقدر تغييركردند . نميدونستم بچه هاي ديگر رو وقتي ببينم

 مي شناسم يانه . والحق كه فقط ۳تا از ۱۳ نفررونشناختم .  خلاصه كه بالاخره امروز رسيد و ما هم

رفتيم به ديار يار . خداي من . دبير محترم ما هيچ تغييري نكرده بودند . همون خانم خوب و مهربوني كه

مي شناختم با همون صورتي كه تو يادم بود . نشستيم و حرف زديم . از خودمون گفتيم . از بچه

 هامون . از كارمون . وقتي فهميدند كه تو اون جمع ۱۳ نفره ۸نفرمون معلم هستيم دستشون رو به

آسمون بلند كردند و گفتند خدايا شكر . واقعا چه لذتي ميتونست بالاتر از اين باشد . ايشون نتيجه تلاش

خودشون رو در مقابلشون مي ديدند . به بهانه تولد تلافي همه روزهاي معلم سال هاي قبل رو در آورديم

و يك هديه خيلي ناقابل كه البته جبرلن هيچ كدوم از محبت هاي ايشون رو نمي كردتهيه كرده بوديم . با

همه ما دعوا كردند كه چرا اين كار رو كرديد . اما يكي از بچه ها از طرف همه به حرف اومد كه : ما همه

مون كادو گرفتن و كادو دادن رو در روز معلم تجربه كرديم و مي دونيم كه لذت هديه دادن بيشتر از لذت

دريافت كردنش است . وقتي براي معلمت هديه مي گيري موقع دادن اون هديه تمام قلب و وجودت به

تپش مياد كه عكس العمل ايشون بعد از دريافت هديه چي است . آيا خوشحال ميشن يانه ؟ و اين دقيقا

 همون حالتي بود كه همون ۲۶ سال قبل موقع هديه دادن به دبير عربيم داشتم . دلم ميخواست ايشون

هم تو اين جلسه حضور داشتند و .. اما . ايشون خارج از ايران زندگي مي كنند .  به هر حال روز خيلي

خوبي بود . ولي يك سخن ديگر كه خيلي غمگينم كرد اينكه : خانم يميني عزيز همينطور كه داشتيم

صحبت مي كرديم مابين صحبت هاشون اشاره اي كردند به سالها تدريسشون . وبعد فرمودند كه : چند

وقت پيش داشتم باخودم فكر مي كردم اين همه دانش آموز رو درس دادم . اما حالا حتي ۱۰ نفرشون

هم سراغم رو نمي گيرند و امروز شما من رو غافلگير كرديد . رابطه معلم وشاگردي نمي ذاشت تا خيلي

راحت حرف هامون رو بگيم . اما باز هم بچه ها به ياد اون موقع ها شيطنت هاي سركلاس و حرف هاي

پچ پچي و بازخواني شعرها رو به يك شكل ديگر و درس خوندن و نخوندن هاي همديگر رو به رخ هم مي

كشيدند . جدا كه يادش به خير .

 

خانم يميني عزيز ! تولدتون مبارك . متشكرم از شما كه اجازه داديد حضور گرمتون قلب هاي ما رو هم گرم كند .

 

اين هم پيشاپيش براي همه معلم ها :

                                   معلم هاي خوب و عزيز : روزتون مبارك . 


موضوعات مرتبط: درددل های من ونامه های شما

تاريخ : چهارشنبه یکم اردیبهشت ۱۳۸۹ | 21:40 | نویسنده : آمنه آقایی |
.: Weblog Themes By VatanSkin :.