دخل التلاميذ في الصف . دانش آموزان وارد كلاس شدند .
ثمّ جاء معلم الرسم . سپس معلم نقاشي آمد .
بدأ التلاميذ بالرسم . دانش آموزان شروع به نقاشي كردند .
أخذ سعيد القلم و فتح دفتر الرسم .
سعيد قلم را برداشت (گرفت) ودفتر نقاشي را باز كرد .
رسم صورة الشمس في السماء ، عكس خورشيد را درآسمان نقاشي كرد
ثمّ رسم نهراً صغيراً و اشچاراً وجبالاً
سپس رودي كوچك و درختان و كوه هايي را نقاشي كرد (كشيد)
ورسم طائرين ِ صغيرين ِ في قفص . ودو پرنده كوچك را در قفس نقاشي كرد .
نظر سعيد الي الرسم سعيد به نقاشي نگاه كرد ..
وسأل نفسه : واز خودش پرسيد :
هل تحبّ الطيور القفص ؟ آيا پرندگان قفس را دوست دارند ؟
كلا....ابدا .. هرگز ..... اصلا ..
فتح صفحة جديدة . صفحه جديدي را باز كرد .
رسم طائرا علي شجرة باسقة و حوضا مملوء بالماء و فراشات مملوء في السماء .
پرنده اي را روي درختي بلندو حوضي پر از آب و پروانه هايي در آسمان نقاشي كرد .
بازم بايد به اون دانش آموز خوبه بگم :
حواستو جمع كن چه . ببين اين جمع از چه نوعيه كه تو اين درس تدريس ميشه . كدوم يك از كلمات به اين شكل جمع بسته ميشن و كدوم يكي نميشن .
اصلا كلماتي هستند كه نشه از اين جمع براشون استفاده كنيم . از چه اسم اشاره اي براشون استفاده مي كنيم ؟ مفرد ؟ مثني ؟ جمع ؟
