کاش بادبادکی بودم ....
دردست پسر بچه ای تخس ... و ...
نَخَ م را می کشید .... و گوشواره هایَ م را ...
به درختان گیر می داد و ....
آزادم می کرد بعد ....
و دوباره رهایَ م می کرد در آسمان و...
شب در آغوشش می گرفت و خواب ِ ...
خواب ِ بادبادک را می دید در هوا ........
------------------------------
ندو بچه ... من که بادبادک نیستم .... هستم ؟ ؟؟؟؟؟؟؟
موضوعات مرتبط: دل نوشته های من
تاريخ : پنجشنبه چهاردهم شهریور ۱۳۹۲ | 17:38 | نویسنده : آمنه آقایی |
