عروسک قصه ام را .....
جفتی خریده ام برایش .... اما ...
نگاهی بر جفتش دارد و در سر .....
سودای عروسک های دگر و جفتشان ....
و بعد .....
اشک های احساس را به خفا رانـــَـد و گویَد ..
شاید که آواز دُهُل شنیدن ..... از دور خوش است ...
موضوعات مرتبط: دل نوشته های من
تاريخ : یکشنبه هفدهم شهریور ۱۳۹۲ | 18:36 | نویسنده : آمنه آقایی |
