جوجه بودم .. به صحرای دلم ..
زرد بودم یا که رنگی ....
جوجه رنگی بودم از بهر خودم ...
تا که پنهانَ ش کند آن روی زرد ...
اما ...
جوجه را دشمن بباشد ... گربه ای ...
یا که شاید گرگ ، درلباس بره ای ...
تیغ ها .... جوجه را تیغی بکرد ...
نَ که جسمَ ش ... روح را تیغ تیغی بِکرد ...
موضوعات مرتبط: دل نوشته های من
تاريخ : چهارشنبه بیستم شهریور ۱۳۹۲ | 16:21 | نویسنده : آمنه آقایی |
