مَثَل شد از بهر کرگدن ..
به ضخامتِ پوستَ ش ....
که تاب دارد در جور و جفایَ م ...
ولکن ... ندانست که ..
مَثَل است به ...
دوستی اش با پرندگانی کوچک و ..
به رُکُوبند پرنده ها بر پشتش ..
او که نمی شناسد دشمنی را ..
و حسی دارد از خطر و..
همیشه درانتظار ....
شاید انتظاری از یک دوست ...
موضوعات مرتبط: دل نوشته های من
تاريخ : شنبه بیست و سوم شهریور ۱۳۹۲ | 14:0 | نویسنده : آمنه آقایی |
