برلبِ بام  دلَ م ....

یک نفر فریاد می کرد ...

او که بودَش پُر زمهر .....

لیک... دربی مهری ِ هایِ من ....

یا که شاید منطقَ م .....

بی نشانی می شود ....

آن شقایق در دلَ م 


موضوعات مرتبط: دل نوشته های من

تاريخ : یکشنبه بیست و چهارم شهریور ۱۳۹۲ | 20:35 | نویسنده : آمنه آقایی |
.: Weblog Themes By VatanSkin :.