به بهانه ام که هر دَم ....
از بَرَش به چه گریزم ......
که به وادی ِ جنونَ م ....
همه ، اشک و التماسَ م ....
بِشِنید و دیدَش .....
به غروری اما ...
بنِشاند زیر پایَ ش .....
اینک این دل ....
چه نزار است و خسته .....
بکِشیده پرده ها را .....
و به زنجیری بِبَسته .....
همه ، آن احساس را ....
موضوعات مرتبط: دل نوشته های من
تاريخ : جمعه دوازدهم مهر ۱۳۹۲ | 13:41 | نویسنده : آمنه آقایی |
